محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1542

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ابو الفداء مىنويسد ( تقويم البلدان ، ص 481 ) : « در « اللباب » آمده است كه : قصر اللصوص شهرى است نزديك اسد آباد . صاحب « المشترك » گويد : قصر اللصوص را كنكور به كسر دو كاف و گاه به فتح كاف دوم و سكون نون و فتح واو و سپس راى بى نقطه ، نيز گويند : شهركى است ميان قرميسين و همدان ، و همو گويد : كنكور نيز قلعه اى است استوار نزديك به جزيرهء ابن عمر و نيز صاحب « اللباب » و ابو المجد در كتاب « التميير » گويد : قصر اللصوص را كنگور گويند و آن در هفت فرسخى اسد آباد است . » لسترنج مىنويسد : « . . . بعد از قريهء صحنه ولايت كنگوار است كه چون در آغاز فتوحات اسلام هنگام عبور لشكريان عرب از آنجا به نهاوند اهالى آنجا چارپايان باركش مسلمين را دزديدند اعراب آن را قصر اللصوص ( قلعهء دزدان ) ناميدند . شهر كنگوار شهرى بزرگ بود و مسجد آدينهء آن را مونس ، حاجب مقتدر باللَّه خليفهء عباسى ، ساخته بود . . . » ( جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، صص 204 - 203 ) . ص 519 ، س 6 - 5 : در متن ما دو نام مشابه آمده است : عبد الله بن الورقاء الرياحى ، عبد الله بن [ حارث بن ] الورقاء الاسدى كه نام اين دو در متن تاريخ طبرى نيز آمده است ( ج 5 ، ص 2636 ) . در منابع تاريخى ، از جمله الكامل ( ج 3 ، ص 18 ) و العبر ( ج 1 ، ص 544 ) ، جز از عبد الله بن ورقاء الرياحى نامى نيست . در كتب رجال نيز از اين دو نام خبرى نيافتم . ص 519 ، س 10 : نام سپاهسالار پير ايرانى ، شهر براز ، در دو نسخهء ما « شهريار » ، در فب « شهر ابراز » ، و در دو نسخه « شهريزاد » آمده است . در متن تاريخ طبرى ( ج 5 ، ص 2638 ) و كامل ابن اثير ( ج 3 ، 29 ) « شهر براز جادويه » آمده . البته در متن الكامل « شهريار بن جاذويه » آمده و « شهر براز » نسخه بدل است . در مجمل التواريخ صورتهاى شهر ابراز ، شهر براز ، شهريزاد ، ديده مىشود . ( مجمل التواريخ و القصص ، صص 97 و 87 و 83 ) . ص 521 ، س 16 : در متن ما ، عبارت فارسى با جملهء تازى در ترجمه يكسان نيست . در عبارت فارسى عمّار مىگويد : « و الله كه شادى نيامدم كه ميرى دادى و چون عزل كردى اندوه نيامدم » ( نسخهء اساس ) . در نسخهء فا آمده است : « و الله مرا كارى دادى شادى نيامدم و چون عزل كردى مرا اندوه نيامد » . در نسخهء صب نيز چنين است : « چون مرا كار دادى شادى نيامدم و چون عزل